آخرین وعده غذایی زندانیان قبل از اعدام: وقتی آجیل هم کنار مرگ می‌شینه

فرخنده قاسمی
20 خرداد, 1404
بدون دیدگاه
5 دقیقه زمان مطالعه

مرگ همیشه با خودش یک نوع سکوت سنگین میاره. اما وقتی به مرگِ از پیش تعیین‌شده فکر می‌کنیم، مثل اعدام، اون سکوت تبدیل می‌شه به صدایی که مدام توی ذهن تکرار می‌شه: “اگه فردا آخرین روزت باشه، چی می‌خوری؟” توی زندان‌های دنیا، مخصوصاً آمریکا، قانونی وجود داره که  اجازه می‌ده آخرین وعده غذایی زندانیان رو به دلخواه خودشون انتخاب کنن. این انتخاب، چیزی فراتر از یه وعده غذاست. گاهی توش آجیل می‌بینی، گاهی شکلات، گاهی یه غذای بچگانه.

این مقاله، سفریه به دنیای واقعی، تلخ و در عین حال عجیبِ آخرین وعده غذایی زندانیان. جایی که آدم‌ها، چند ساعت قبل از مرگ، به چیزی فکر می‌کنن که خیلی ساده به نظر می‌رسه: “چی بخورم؟” با مجله نبات ریز همراه باش.

زندانی و آجیل؟ مگه ممکنه؟

شاید برات عجیب باشه ولی توی فهرست‌های واقعی وعده‌های آخر، اسم‌هایی مثل بادام زمینی، گردو، پسته، بادام هندی یا ترکیب‌هایی مثل نخودچی کشمش هم دیده می‌شن. چرا؟ چون مغزها یه جور حس آرامش، نوستالژی و حتی نوعی لوکس بودن دارن. برای کسی که قراره بمیره، اون چند لحظه آخر می‌تونه تنها فرصتش باشه که طعم کودکی یا حس خونه رو دوباره بچشه.

 

معروف‌ترین آخرین وعده غذایی زندانیان

1-ویکتور فیگر (Victor Feguer) – فقط یه زیتون با هسته

این مورد توی لیست‌های معروف دنیاست. آخرین غذای ویکتور فقط یک عدد زیتون با هسته بود. چرا؟ چون می‌خواست “درخت صلح” از دلش رشد کنه.

 

2-جان وین گیسی – سطل مرغ سوخاری و یه عالمه توت‌فرنگی

قاتل زنجیره‌ای معروف آمریکا به‌دلیل تجاوز جنسی و ۳۳ فقره قتل، به اعدام محکوم شد. ولی توی اون لحظات آخر، دلش یه چیزی خواسته بود که یادآور مهمونی‌های خانوادگیه.(منبع)

 

3-لارنس راسل بروئر – یه فهرست عجیب، اما آجیل نه!

پیتزا، همبرگر، میلک‌شیک، استیک، کره بادام‌زمینی با بادام‌زمینی خرد شده اما چیزی نخورد. فقط سفارش داد. این مورد باعث شد ایالت تگزاس کلاً این حق رو از زندانی‌ها بگیره.

 

4-فردی که فقط بادام‌زمینی خواست…

در بعضی گزارش‌ها، هستن زندانی‌هایی که تنها خواسته‌شون یه بسته بادام‌زمینی شور یا ترکیبی از مغزها بوده. چیزی که توی بچگی باهاش فیلم می‌دیدن. یا شاید توی دست پدرشون توی ورزشگاه دیده بودن.

 

چرا مغزها؟

خاطره‌بازترین خوراکی دنیا

مغزها و آجیل فقط مواد غذایی نیستن. اونا یه جور زبان ناخودآگاه هستن. کسی که توی لحظه مرگ دنبال پسته یا بادام می‌گرده، دنبال مزه نیست، دنبال یک تکه‌ی کوچیک از زندگیشه.

 

مغزها و آرامش روانی

تحقیقات علمی نشون داده مصرف آجیل، به‌ویژه بادام، پسته و گردو، سطح سروتونین رو بالا می‌بره و باعث آرامش موقت می‌شه. پس شاید ناخودآگاه بدن دنبال یه آرامش ناگهانی قبل از مرگه.

 

نگاه فرهنگی به آخرین وعده غذایی

در آمریکا

سفارش غذای آخر، یه سنت نیمه‌قانونیه. زندانی‌ها می‌تونن تقریباً هر چیزی که داخل کشور باشه و قیمتش منطقی باشه رو سفارش بدن. آجیل یکی از انتخاب‌های خاص‌تره که بیشتر زندانی‌های “آروم‌تر” بهش اشاره کردن.

 

در ژاپن، ایران، عربستان

در بعضی کشورها، همچین چیزی وجود نداره یا رسمی نیست. ولی اگر خانواده‌ای درخواست بده، ممکنه در لحظه آخر خوراکی‌ای بیارن. در بعضی منابع، گفته شده یکی از زندانی‌های عربستانی درخواست “خرما و گردو” داشته.

 

آجیل در کنار مرگ: نماد تضاد یا آشتی؟

چیزی ساده در برابر پیچیده‌ترین واقعیت بشر

مرگ، آخرین چیزیه که تجربه می‌کنیم. ولی اینکه آخرین تجربه‌مون خوردن یه خوراکی کوچیک باشه، مثل آجیل، خودش یه تضاد عجیبه. آیا مرگ انقدر ساده‌ست؟ یا آجیل این‌قدر مهمه؟

 

آرامش پیش از تاریکی

وقتی زندانی آجیل انتخاب می‌کنه، شاید دنبال یه حس آشنا، امن و بی‌صداست. شاید دلش می‌خواد قبل از رفتن، یادش بیاد کی بوده. و چی دوست داشته.

 

یک سؤال مهم: اگر خودت بودی، چی انتخاب می‌کردی؟

فرض کن فقط چند ساعت فرصت داری. انتخابت چی می‌بود؟ یه غذای اشرافی؟ یا یه مشت نخودچی کشمش از دوران کودکیت؟ انتخاب غذا، شاید به ظاهر ساده باشه، ولی وقتی آخرین انتخاب زندگی باشه، دیگه فقط یه مزه نیست. یه تصمیم روانشناسانه‌ست. شاید دلیل اینکه بعضی زندانی‌ها آجیل می‌خوان، اینه که دنبال چیزی کم‌حجم ولی پرمعنا هستن. چیزی که نه باعث سنگینی معده بشه، نه احساس تهی بودن بده.

 

آجیل و لحظه‌های آخر: وقتی بو و مزه، از زمان جلو می‌زنن

یه نظریه معروف توی عصب‌شناسی هست که می‌گه “بو و مزه از حافظه جلو می‌زنن“. یعنی مغز ما نسبت به یه بو یا مزه خیلی سریع‌تر و عمیق‌تر واکنش نشون می‌ده تا تصویر یا صدا. این یعنی مثلاً یه بوی گردوی تازه، می‌تونه یه زندانی رو در لحظه، ببره به پشت‌بوم خونه‌ش، وقتی مادرش در حال شکستن گردو برای کیک بوده. اون لحظه، بیشتر از هر روان‌درمانی، قدرت داره.

 

آخرین خوراکی، اولین خاطره؟

توی بررسی‌های روان‌شناختی، مشخص شده که آدم‌ها معمولاً در موقعیت‌های احساسی، به اولین تجربه‌های زندگیشون برمی‌گردن. این موضوع در مورد زندانی‌های محکوم به اعدام هم صدق می‌کنه. برای همینه که خیلی از اون‌ها سراغ خوراکی‌هایی مثل کره بادام‌زمینی، شکلات تلخ، آجیل، یا حتی آب‌نبات‌های خاص دوران کودکی می‌رن. اون انتخاب، یه جور سفر سریع به خاطرات خوبه، چیزی که ذهن رو در لحظه از واقعیتِ دردناک جدا می‌کنه.

آخرین وعده غذایی زندانیان

آخرین وعده غذایی زندانیان و روایت شخصی: وقتی انتخاب غذا تبدیل به بیوگرافی می‌شه

خیلی وقت‌ها این انتخاب غذایی آخر، خلاصه‌ای از زندگی اون فرده. یه نفر پیتزا می‌خواد چون تمام عمرش تو خیابون زندگی کرده. یکی دیگه استیک و سیب‌زمینی چون یادآور خونه پدریشه. اما اون‌هایی که آجیل می‌خوان، انگار دنبال یه حس مینیمال، بدون سروصدا، اما عمیق هستن. انتخاب آجیل نشون می‌ده که فرد دنبال چیزیه که سادگی و معنی رو با هم داشته باشه.

 

نتیجه‌گیری: انسان، حتی در لحظه مرگ هم دنبال “طعم”هستش

آخرین وعده غذایی زندانیان، فقط یه انتخاب غذایی نیست. یه فریاده، یه روایت. و وقتی اون روایت شامل آجیل می‌شه، یعنی حتی توی اون لحظه‌ی سنگین هم، مغزها می‌تونن آرامش بیارن.

پس وقتی بعداً یه مشت پسته برمی‌داری و می‌خوری، بدون یه جای دیگه‌ای از دنیا، شاید یکی با همون مزه داره از دنیا می‌ره.

 

توی لحظه‌های آخر، آدم‌ها دنبال چیزی واقعی می‌گردن… مثل طعم ناب آجیل اصیل.
ما توی فروشگاه نبات ریز، فقط آجیل نمی‌فروشیم خاطره، آرامش و اصالت می‌دیم.
بیا و بخشی از این قصه باش.

بدون دیدگاه
اشتراک گذاری
اشتراک‌گذاری
با استفاده از روش‌های زیر می‌توانید این صفحه را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.